۱۱:۳۳ , ۱۳۸۹ يكشنبه ۱۴ شهريور

2010/09/05,11:33 am

 

 

 

چرا بیمار می شویم؟

آیا تا به‌حال ازخودتان پرسیده اید که اصلاً چرا بیمارمی شوید؟ آری همه ما درطی سال با بیماری های مختلفی سروکارداریم  چرا که، سلامت بدن ما درحقیقت محصول تفکراتی است که ما دردهن خود می آوریم ، فیزیولوژی بدن با به وجود آوردن بیماری به ما علامت می دهد و می گوید که نسبت به زندگی دیدگاه متعادلی نداریم و یا اینکه آدم دوست داشتنی و قدرشناسی نیستیم. عمومی ترین علت بیماری از نظر بیشتر نظام های درمانی «عدم تعادل» است و تنها دليل آن اين است که شما هم اکنون، خوشي و سعادت را تجربه نمي کنيد زیرا شما فقط به آن چه که نداريد فکرمي کنيدودائماً برروی آنها تمرکز داريد.این طرز تفکر باعث می شود که بسياري از شما احساس خستگي بيش ازحد و كوفتگي وناتواني را درطول روز احساس می کنید.غم واندوه از قانون کمبود و نقصان نشأت مي گيردومتاسفانه  این حالت را خود شما برای خودتان بوجود می آورده اید چون شما به روی آنها متمرکز شده اید وفراموش کردن اشتباهات گذشته و آن چه در طول زندگی از دست داده اید برایتان سخت  است. شما هرگز نباید احساس حقارت کنيد بلکه می بایست سعي کنيد پرتوهاي شادي و دوستي را ازخود برای دیگران بسازید وآنرا ساطع کنيد. تضاد و کشمکش شلاق تکامل است و موجودات زنده با این شلاق خود را به سوی کمال می رسانند، سختی‏ها و گرفتاری‏ها مقدمه کمال و پیشرفت است. این امور برای تکامل بشر ضرورت دارد. اگر سختی‏ها و رنج‏ها نباشد، بشر تباه می گردد واین مهم چیزی است که شما بایست آن را در نظر داشته باشید.

 

تقریباً اکثر مکاتب درمانی انسان را علاوه بر جسم مادی دارای بخشهای نادیدنی مثل ذهن ، کالبد اثیری و روح نیز می دانند و بر همین مبنا تعریف شان از بیماری حالتی است که «عدم تعادلی » بین این سه وجه وجودی انسان پدید می آورد. سلامت رواني به لحاظ نقش حياتي در رفتار و عملکرد جسم و روح  و روان انسان توجهي بيش از اين مي طلبد و بي ترديد حل معضلات زمينه ساز اختلالات روان نيازمند تلاش هدفمند و بي وقفه را می طلبد. بنابراين احساس امنيت خاطر، شادماني ، خواب و خوراک و انرژي به اندازه ، مي تواند نشان دهنده سلامت روان باشد.اگر به هدف از خلقت بشر توجه کنیم در می یابیم که روح برای قصدی بر روی زمین آمده و کالبد فیزیکی ابزاری در دست او برای برآوردن این قصدها است. پس اگر روش زندگی ما ، ذهنیات و افکار، احساسات و کردارمان سالم و در جهت برآوردن قصدهای روح نباشد جدالی بین روح و کالبد فیزیکی و بُعد انرژیک مان در می گیرد که حاصلش جز تخریب و آسیب چیز دیگری نیست. در واقع بخش های بدن هر روز در حال تغییر و تحولند و سلول های جدید جایگزین سلول های قبلی می شوند. این تغییرات در عرض چند ماه یا چند سال اتفاق می افتد. به همین علت همه ما هر چند سال یک بار صاحب بدن جدیدی می شویم . همیشه به خاطر داشته باشید که هرفکر ناخوشایندی مثل سَم ذره ذره درتمام بدن نفوذ می کند، اگر می خواهید دچار بیمار نشوید ابتدا باید درون خودمان را بجوید تا از بیماری های این دنیای خاکی که همیشه گریبان ما را گرفته است گذر کنیم مثل (دورغ ، تظاهر، تکبر، ریا، نا امیدی و یاس، دوروی، ترس ووحشت ، تنگ نظری) متاسفانه گاهی اوقات برخی ازمردم برای كسب موقعیت های مهم كاری یا اجتماعی و یا در برخورد با مسؤولیت های مهم خانوادگی برای این كه بتوانند فرصت و مجالی برای خود بیابند به دروغ متوسل می شوند و این مهم خود عاملی قوی برای بیمار کردن خودشان می شود. زیرا آنها همیشه در اظطراب آن هستند که روزی دروغی را که گفته اند افشاء شود و خود این امر باعث بیماری های گوناگون برای شخص می شود. چرا که همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است،اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و دلواپسى است که برای انسان ها بسیار زیان بار است واینها چیزی های نیستن که تازه به ما رسیده باشد چند صدسال می شود که انسا ن ها همواره با آنها دست به گریبان شده اند. متاسفانه شما می دانیم مشکل کجاست ولی هرگز تلاش نمی کنید که آن را تغییر دهیم وهمواره انتظار داریم که ساده ترین راه حل یعنی گذر زمان آن را حل کند. این طرز تفکر تقریباً دروجود تمام مردم شکل گرفته است . شما می توانید هر طوری که دوست دارید زندگی خود را بگذرانید ، ولی این را باور کنید که خداوند در همه جا و همه وقت همراه ماست و رحمت وی قلمرو خاصّی ندارد و شامل همه ی بنده هایش چه شما و چه بنده می شود ، وی هیچ استثنایی بین بنده های خود قائل نشده بلکه تنها و تنها خود ما هستیم که با عمل کرد ها یمان لیاقت استفاده ازاین نعمات را تعیین ویا تغییرمی دهیم.

 

خوب است این را بدانیم که انسان از آغاز زندگی حتی از لحظه‏ای که نطفه او در قرارگاه رحم واقع می شود، مراحل زیادی از مشکلات و درد و رنج‏ها را تحمل می کند تا متولد می شود. بعد از تولد در دوران طفولیت و سپس جوانی و از همه مشکل‏تر در دوران پیری، با انواع مشقت‏ها و رنج‏ها رو در رو می شود. این طبیعت زندگی در دنیا است و کم و بیش شامل همه انسان‏ها می شود و کسی از آن مستثنا نیست. سختی‏ها و گرفتاری‏ها مقدمه کمال و پیشرفت آدمی است واین امور برای تکامل بشر ضرورت دارد. اگر سختی‏ها و رنج‏ها نباشد، بشر تباه می گردد. بنابراین انسان باید مشقت‏ها را تحمل کند و سختی‏ها بکشد تا به کمال لایق خویش دست یابد. برای کسانی که به مراتبی از معرفت الهی دست یافته‌اند، آن چه که از دیدگاه ما انسان های عادی و مادی سخت و غیر قابل تحمل است‌،برای بزرگانو رهجویان حقیقت شیرین و دوست داشتنی است‌، آنها از پلکان سختی‌ها و ناملایمات روزگار به اوج معرفت و کمال انسانی می‌رسند و در آخرت هم اجر و پاداش خود را می‌بینند. پس نه تنها ناملایمات‌، آنها را از خدا دور نمی‌سازد بلکه هم در دنیا به لذائذ معنوی دست می‌یابند و هم در آخرت به اجر معنوی می‌رسند. البته‌! کثرت بلا درهمه موارد علامت قرب بیشتربه معبود نیست بلا برای ظالم عقوبت و برای مؤمن امتحان و برای اولیأالله درجه است‌.

 

بنده فکر می کنم اگر انسان عاشق خدا شود از هر گونه بیماری نجات پیدا می کند چرا که وقتي عاشق خدا باشيم از هر چيزي كه ما را او دور كند مي ترسيم و سعي مي كنيم ازآنها دور بشويم اما براي عاشق شدن بايد اول معشوق را شناخت ، به هر مقدار که معرفت انسان نسبت به معشوق بيشتر مي شود، عشق به وصال در او شعله ورتر مي گردد و به هر مقدار که انسان عاشق وصال محبوب مي شود، به اطاعت، بندگي و تسليم در مقابل خواسته هاي محبوبش تن در مي دهد و فاني در اراده ي او مي گردد و به هر مقدار که عاشق خودش را در معشوقش گم مي کند و از خودش و خواسته هايش دور مي شود، به محبوبش نزديک تر مي گردد و در مقام محبت او مي نشيند و بهر مقدار که خداوند از بنده اش راضي مي شود، او را در مقام رضايت قرار مي دهد و مظهر و مجلاي صفات و کمالات خويش مي گرداند و تمام اعضاء و جوارحش،رنگ خدائي به خود مي گيرند. و در این حالت است که راه عشق از معرفت آغاز مي شود وعلم و دانش و شناخت در اين وادي حرف اول را مي زند. بدون آگاهي قدم از قدم نمي توان برداشت چرا که عشق و محبت، شکوفه ی عقل و معرفت است .

 

« ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » ........ خدا اوضاع و احوال هیچ قوم و ملتی را دگر گون نمی سازد ، تا وقتی که خود آنان اوضاع و احوالشان را دگرگون سازند.( سوره  رعد -۱۱ )  و متاسفانه مدت هاست که انسان ها از معنویت به دور افتاده اند و نمی خواهند چنین اعمالی را در خود بوجود بیاورند واز همه بدتراینکه گوش و چشم و افکار و اعمالمان خود راازاین امور دور کرده اند و خودشان را به تنبلی وسستی عادت داده اند.اما شما دوست گرامی  بیائید تا این بیماری های خطر ناک را از خود دور کنیم ، راه چندان دشوار سختی نیست ، بیائید همه با هم با ذهنی توانگروعزم وارداه ی قوی تغییرات را از همین امروز شروع کنیم تا بتوانیم خود را به حضرت دوست نزدیک کنیم . و هنگامی که به حضرت حق یعنی خداوند بزرگ نزدیک شدیم آنگاه به آسایش و آرامش رسیده ایم،البته نه فقط با حرف زدن بلکه با عمل کردن خود. همان گونه که سعدی می فرماید :

 

زبهر سخن مجلس آراستند        نشستندوگفتند و برخاستند

 

و یا در جای دیگرمی فرمایند:

 

سعد یا گرچه سخندان و مصالح گویی □□□  به عمل کار براید به سخن دانی نیست.

 
 
 

 


 

چاپ

نظرها
 

توسط آرش خسروشاهي - ۵:۴۷ , جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹

اي مولاي فرمانبرداران معرفت-عشق-تعادل و شفاعنايت فرما.آمين يا قاضي الحاجات

 

توسط ramin - ۱۰:۳۱ , يكشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹

برای همسایه‌ای که نان مرا ربودنان برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق آرزو دارم

 

توسط درویش - ۱۲:۰۶ , يكشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹

سلام خدمت اقای دکتر و دوستان عزیز.1نکته به این دوست عزیز اقای خوارج متذکر بشم اونم اینه که اهل نهروان همه از حافظان به نام قران بودند.ولی فقط زنبور بی عسل بودند از متن کتاب خبری نداشتند.من گذری به این سایت نگاه میکنم ولی 1 چیزی متوجه شدم ارتباط شاگرد و استادی بین اهل سایت هستش دوست من هیچ کس مثل خوده ادم نمتونه به خودش کمک کنه ما خدا رو کنار گذاشتیم دنبال بنده خدا میگردیم.ایراد ما اینجاست که همه چیز رو اماده میخواهیمبه قول شاعر معاصر پروین اعتصامی در نثر لطف حق ما گرفتیم انچه انداختی/لطف حق را دیدی نشناختی.حفاظ الله.خسته نباشید هو اول اخر یار.یا علی مدد.

 

توسط محسن بهشتی پور - ۵:۰۷ , جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹

دوست محترم از اینکه درد دل کردید ممنونم . اما دوست خوب لازم است چند نکته را بدانید اول....اینکه بار ها گفته و باز هم می گویم بنده سایت را درست نکردم تا چیزی به کسی یاد بدهم !!!! بلکه با نوشتن مطالب خود چیز هایی فراوانی از شما بازدید کنند گان سایت یاد می گیرم . دوم ...... اینکه شما و بقیه دوستان بدانید که آدم ها قرار نیست چیزی را یاد بگیرندیا بیاموزند بلکه ماشاالله در این روز گار همه خودشان دانشمند هستند پس بنده استاد هیچ چیزی یا کسی نیستم . سوم... اینکه بعضی ها بنده را می خواهند بزرگ کنند شما اصلا نگران نباشید چرا که طبیعی است وقتی کسی ...کس دیگری را می خواهد بزرگ کند علتش این است که خودش کوچک است و آدم بزرگ ندیده وگرنه آدم درب و داغونی مثل بنده بزرگ کردن ندارد . سوم .... اینکه فرمودید بنده اشتباه کردم یا نه ؟باید عرض کنم درست می گویید بنده خیلی خیلی زیاد اشتباه کرده و باز هم ممکن است اشتباه کنم و باز هم می گویم برای این حقیر دعا کنید که بد تر این نشوم. پنج .... اینکه فرمودید شاکردان شما خطا می کنند .باید عرض کنم که بنده خودم هنوز نو آموزم نیستم چه برسد به اینکه شاگردی داشته باشم . ششم اینکه آنها خدا و قران حالیشان نمی شود و خیلی ادعا می کنند، باید عرض کنم که متاسفانه این بیماری است که جدیداً خیلی از افراد مبتلا به آن شده داند و فکر هم نمی کنم بنده شما بتوانیم راه حلی برایش پیدا کنیم و بهتر است آن را به خدا واگذار کنیم چرا که حتما خوب می دانید که خداوند با آنهایی که حرف می زنند ولی عمل نمی کنند چه خواهد کرد مطمئن باشید خداوند روزی آنها را رسوا می کند . هفتم .... از خدا پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد که خود بنده سودا درست و درمانی ندارم که بتوانم کسی را راهنمایی کنم . البته این مطالب را بنده بارها و بارها روی سایت بطور مفصل تر گفته وآورده ام می توانید بروید در قسمت فهرست مطالب قبلی و از مطالب قبلی آنها را استخراج کنید و به آن دوستان تان نشان دهید تا خجالت بکشندودیگر ادعا نکنند.در ضمن اگر قرار بود حرف حساب توی گوش انهایی که شما می گویید برود خوب وقتی آنها به قول شما حرف های خدا و قران در گوش آنها اثر نکرده می خواهید حرف های بنده درب و داغون را قبول کنند . این را مطمئن باشید که اگرآن دوستان شما، بنده را بزرگ می کنند علتش بزرگی نبده نیست که آنها اساساً نه بنده و نه کس دیگری را قبول ندارد بلکه فقط اینگونه عنوان می کنند که خودشان را توجیه کنند . از آنجایی که گفتید آنها سایت را می خوانند بنده هم این مطالب را نوشتم و موضوع مطرح شده شما را هم آوردم تا سندی باشد برای شما که اگر آنها بار دیگر همچین ادعایی کردند شما بیاوریدشان سایت را بخوانند و خجالت بکشند . باز هم تشکر

 

توسط khavarej - ۱۲:۵۹ , جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹

سلام شاید بهترین اسم از نظر شما برای من همین خوارج باشد ولی مطالبی را که عرض می کنم در طی این مدت طولانی بدست آمده و حاصل یک شب و دو روز نیست دوستان و عزیزانی را می شناسم که دیگر همه چیز را از حد گذرانده اند، قرآن را بوسیده اند گذاشته اند روی طاقچه و از همه بدتر در مورد چیز هایی که نمی دانند نظر هم می دهند و بر عقاید جاهلانه خود پا بر جا هم هستند ! استاد این دغل دوستان که می بینی مگسانند دور شیرینی شما مرد بسیار محترم و با اعتباری هستید ولی عده ای که شامل نزدیکترین شاگردان شما هم می شود از شما در اذهان خود امام زاده ساخته اند و سخنان شما را بدون تعقل قبول و انجام می دهند مگر شما اشتباه نمی کنید؟ چند بار به خطا رفته اید؟ چند بار به خاطر گناهانتان از خدا طلب بخشش کرده اید؟ مطالب من تند و زننده است ، خوب می دانم ولی با اینکه حضرتعالی ملاقاتهای خود را به اندکترین مقدار کاهش دادید باز خرافه و جهالت بر بسیاری از دوستان حاکم شده جلسات شان که شده دکان خاله زنک بازی برای دوستان افـــــــــــــــــــــــراط و تفریط کاش امشب نمی نوشتم که شما را برنجانم ولی اینها که خدا و قرآن را هم دیگر نمی شناسند . با دعوا از شما می خواهند حمایت کنند و به خدا این حماقت است . دلم بدجور پر است استاد از بی عقلی ، از جهل ، از این آدم ها.......... از کسانی که حتی مطالب سایت را هم فقط برای فیگور گرفتن می خوانند ولی چه فایده که در عمل همه ............. بگذریم من از شما تقاظا دارم که به این جور حماقت ها از طرف دوستان با گذاشتن یک متن و پست برخورد کنید با تشکر

 

توسط ه.سلامت - ۱۲:۰۶ , پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۹

سلام خدمت استاد گرامي،با تشكر از راهنماييهاي شما كه هميشه در بهترين زمان ممكن راهگشاي مشكلات ماست.مشكلاتي كه خودمون باعث به وجودن اومدن اونها و حتي تشديد اونها ميشيم.حتي بعضي از اوقات كارهايي كه مي كنيم از روي دلسوزي و براي متوجه كردن كسي است، كه بيشتر اوقات اون شخص جزو نزديكان ماست.مسائلي كه من مدتي درگير اون بودم و نه تنها خودم بلكه دامنگير كودكم شد.حرف زدن راجع به كساني بود كه مي خواستم يكي از نزديكانم رو راجع به اون مطلع كنم.هر چه بيشتر تلاش مي كردم كمتر نتيجه مي گرفتم و مشكلات خودم هم بيشتر مي شد.وسواس فكري راجع به كودكم پيدا كرده بودم.كودكي سالم بود.فقط تو اين بحران فكري خداوند نجاتم داد.اين اتفافات رو به فال نيك گرفتم.چون باعث شد.تصميم خوبي تو زندگيم بگيرم متوجه اشكال كارم شدم.از خداوند خواستم كمكم كنه اون فرد رو به خودش بسپارم و راجع به آدمهاي ديگه قضاوت نكنم.شايد به چشم من چيزهايي بياد ولي مطمئنا خيلي چيزها هست كه من نميبينم و فقط خدا ميدونه.و يقين دارم توي هر كاري اگر همه چيز رو به خدا بسپارم بهترين نتيجه ي شگفت آورو ميبينم حتي اگر ظاهر قضيه از نظر من بد باشه.دعايم كنيد تا بتونم عمل كننده خوبي باشم.باز هم يك دنيا ممنونم.

 

توسط مهدی تیموری - ۸:۳۲ , پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۹

*به نام خدا*باعرض سلام وخسته نباشی خدمت استادگرامی ودوستان همراه*دو روز مانده به پایان جھان. تازه فھمید که ھیچ زندگی نکرده است و تقویمش پر شده بود و تنھا دو روز خط نخورده باقی مانده بود.پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزھای بیشتری از خدا بگیرد.داد زد و بد و بیراه گفت،خدا سکوت کرد آسمان و زمین را به ھم ریخت، خدا سکوت کرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد. به پر و پای فرشته و انسان پیچید، خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت:" عزیزم اما یک روز دیگر ھم گذشت تمام روز را به بد و بیراه و جار وجنجال از دست دادی تنھا یک روز دیگر باقیست بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن" لابه لای ھق ھقش گفت: اما با یک روز چه کار می توان کرد؟ خدا گفت :" آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند گویی ھزار سال زیسته و آن که امروزش را درنمی یابد ھزار سال ھم به کارش نمی آید " و آنگاه سھم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و زندگی کن". او مات و مبھوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشید.اما می ترسید حرکت کند می ترسید راه برود می ترسید زندگی از لای دستانش بریزد .قدری ایستاد... پیش خودش گفت: وقتی فردایی ندارم نگه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد؟ بگذار این یک مشت زندگی را مصرف کنم. آن وقت شروع به دویدن کرد زندگی را به سر و رویش پاشید زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود .می تواند بال بزند می تواند پا روی خورشید بگذارد می تواند... او در آن یک روز آسمان خراشی بنا نکرد. زمینی را مالک نشد مقامی به دست نیاورد اما... اما در ھمان یک روز دست بر پوست درخت کشید، روی چمن خوابید کفش دوزکی را تماشا کرد سرش را بالا گرفت و ابرھا را دیدو به آنھایی که نمی شناختندش سلام کرد و برای آنھا که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد. او در ھمان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد لذت برد و سرشار شد و بخشید. عاشق شد و عبور کرد و تمام شد. او ھمان یک روز زندگی کرد اما فرشته ھا در تقویم خدا نوشتند امروز او درگذشت کسی که ھزار سال زیسته بود!**آنانکه ھمه چیز در نگاھشان بزرگ است خدا را از قلب خویش منھا کرده اند**التماس دعا

 

توسط حمید حیدری - ۱:۱۹ , چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۹

با سلام دکتر جان 8روز قبل برای شما نامه ای ایمیل کردم از شما تقاضا دارم در صورت امکان ان را بخوانید و جواب دهید مولا یارتان باد خدا به شما عزت دهد یا علی

 

توسط رقيه احمدي - ۸:۱۸ , سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۹

عرض سلام و صبح به خير خدمت استاد عزيز استاد عزيز بيماريهاي گريبانگير بشر دو نوع است: بيماري جسمي و روحي كه بيماري روحي خطرناك تر و شايع تر از بيماري جسمي است و در اكثر مواقع، خود عامل بيماري روحي است. تفاوت اين دو بيماري به اين صورت است كه 1- بيماري روحي خطرناك تر از بيماري جسمي است. 2- بيماري روحي اثرات بيشتري نسبت به بيماري جسمي روي انسانها مي گذارد. 3- طول عمر بيماري روحي از بيماري جسمي بيشتر است و مدت زمان درمان آن هم در اكثر مواقع از بيماري جسمي بيشتر است. 4- هميشه عامل بيماري روحي از خودمان است پس بايد درمان آن را هم در درون خودمان جستجو كنيم ولي عامل بيماري جسمي ممكن است از طبيعت باشد كه خداوند مهربان داروي آن بيماري را هم در طبيعت قرار داده است. استاد عزيز، به نظر من ما به اين دنيا آمده‌ايم فقط براي اين كه بيماريهاي روحي خودمان را درمان كنيم البته كار خيلي سخت و دشواري است و نياز به صبوري و تلاش فراوان دارد. از خداوند متعال خالصانه مي‌خواهم كه در مرحله‌ي اول، توفيق كشف بيماريهاي روحي و در مرحله‌ي بعد، اقدام به درمان آن بيماري‌ها را به ما عنايت بفرمايد. از شما استاد عزيز و همه‌ي دوستان خواهشمندم كه براي من حقير هم دعا بفرماييد كه تا زماني كه وقت هست خداوند توفيق اين كار را به من عنايت بفرمايد. چون زمان كمي دارم و بيماريهاي روحي فراواني. با تشكر از شما و همه‌ي دوستان

 

توسط فروزان - ۱۰:۱۲ , دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹

باسلام به همه نگاه شما به همه مسائل کاملا عارفانه واز سر معرفت است اما راهی دشوارپیش روی بنده ای چون من است تا درک کنم وگاهی از خودم مایوس میشوم التماس دعا

 

توسط راحله - ۱۱:۵۶ , دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹

"به نام خدای زمین وزمان" . سپاس وستایش خدای را جلَ جلاله که آثارقدرت او برچهره روزروشن،تابان است وانوارحکمت اودردل شب تار،درخشان.""دردنیای امروزبابالارفتن سطح فکری مردم واکتشافات فوق العاده که درزمینه های مختلف علمی رخ داده ماشاهداتفاقات ونظراتی هستیم که مارابه درون خودمان میبرد،وشناخت انسان راازبعد فیزیکی وجسمی وروحی کامل میکند(درموردقدرت روح،قدرت کلام و...)استادمن این فرموده شمارا قبول دارم که انسان هرچقدرکه ازخداونددورشود امراضش ومشکلاتش نیز بیشترمی شود،وبه نظرمن "از ماست که برماست "من به جمله شمابرروی جلدکتاب روح.روان...ایمان دارم ومیدونم که ترتیب قرارگرفتن آنهابی دلیل نبوده وبرداشت من این است که ما،1)باافکاربدومنفی خودباعث صدمه زدن به روح میشویم ولی خودازآن بی خبریم ،2)آرام آرام این صدمه به روان ماراه پیدامیکندتامارااز وجودش آگاه سازدشایداین مثل قدیمی ایجاجایگاهش باشدکه میگویندخون خودت راکثیف نکن دنیاارزش نداره.3)تااینجادومرحله راگذراندیم شایداین دو مرحله زمان زیادی نیزبرده باشدواین اسرارمابر مشکل وحل آن به دست خودمان یاوانمودکردن به بزرگی موضوع باعث شودکه به احساس مان نیزراه پیدا کند،وروی احساسات مابادیگران نیزخودش را نشان دهد.واما4،مرحله آخربیماری است که به دلیل اینکه ماروزهایاماههابااین فکر درجدال بودیم و3 مرحله بالارابه دقت گذراندیم گریبان گیرمامیشود وحتی بازبه افکاروکارهای بدمان نیزنگاهی نمی اندازیم وخودمان رامقصرنمی دانیم وبازمیگوییم این مریضی ومشکلات ازجانب خداست ولی خداوند به دلیل محبت بی پایان خودش برای شفای ماغذاها،میوه ها،گیاهان،وحتی آیه های شفابخش قرار داده،""پس همه جوره میشود زندگی کرد،با هر فکری میشود زندگی کرد ،پس زندگی را خودمان برای خودمان میسازیم""وانشاالله ما قدر خدای مهربانمان را بیشتر بدانیم وبابت هر چیزی که به ماداده شکرش رابجا بیاوریم.التماس دعا

 

توسط غزاله - ۱۱:۳۶ , دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹

سلام بابا جان مطلبتان رو خوندم. دارم سعی میکنم خودم رو از بیماریهائی که گریبانگیر بشر است با توکل و نزدیکی با خدا و کمک از اولیا و انبیا نجات دهم .انشالله خدا توفیقم دهد تا در ماه رمضان که نزدیک است بتوانم به این مهم برسم شما هم این بنده ی ناقابل را دعا بفرمایید. خدا شما رو برای ما حفظ کند. التماس دعا

 

توسط محمد رضا باقری - ۲:۳۸ , دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹

سلام استاد وقتی خوب نگاه میکنم میبینم بعضی ها چه ساده به خدا میرسند و من اندر خم یک کوچه. برایم دعا کنید ایا خدا دستموگرفته؟

 

توسط صفاريان پور - ۱:۳۶ , دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹

با عرض سلام عالم محضر خداست اين حضور را درك كنيم(نقل به مضمون از استاد گرامي) هزار بار متشكرم

 

توسط شيما - ۴:۴۰ , يكشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹

با سلام عرض ادب خدمت شما استاد عزيز خدا شما را حفظ كند . التماس دعا

 

توسط رقیه. ز - ۳:۰۴ , يكشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹

هر انسانی لبخندی از خداست،سلام به شما که زیباترین لبخند خدایی. خدایا بنده ای درد آشنایم به سر افتاده ای بی دست و پایم، با آرزوی سلامتی برای استاد عزیز و مهربان و همراهان سایت.

 

توسط Silent Dream - ۱۱:۵۶ , يكشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹

با عرض سلام خدمت پدر بزرگوارم و تشکر بابت مطالب ارزنده و زیباتون امیدوارم که خداوند لیاقت بودن در کنار شما را از ما نگیرد مطلب جالبی به دستم رسیده که در مورد باز کردن رگ های قلب و کسانی که احتیاج به عمل باز قلب دارند بسیار مفید است و در دانشگاه University of Erlangen آلمان ازمایش شده. با سپاس فراوان از وقتی که گذاشتید عصاره ی سیر و لیمو ترش 1 - مصرف عصاره : اگر دچار رسوب گرفتگی در رگهای بدن شده ، نیازی به عمل قلب باز وجود ندارد . زیرا گرفتگی ( 30 CC رگها پس از این ، شما را آزار نخواهد داد . فقط کافی است ، روزی نصف استکان ( معادل از این شربت غلیظ و طبیعی میل نمایید ؛ تا به کلی برطرف گردد . 2 - طرز تهیه : تعداد 30 حبه ی سیر را پوست گرفته همراه با 5 عدد لیموترش ( شیرازی ) با پوست که قبلا هسته های آن را گرفته اید ، در هم زن ( میکسر ) بریزید . پس از آن که همه ی محتویات در میکسر له شد با یک لیتر آب مخلوط نموده و ب جوشانید ( نکته ی مهم : فقط و فقط ، یک بار جوش بخورد ) . پس از سرد شدن ، آن را از صافی رد نموده و محتویات را داخل یک شیشه بریزید و در یخچال نگهداری کنید . 3 - مصرف : 30 ) از این مایع ( به اختیار خ ود CC همانطور که قبلانیز گفته شد ، روزانه نصف استکان ( معادل تان قبل یا بعد از غذاهای اصلی ) میل نمایید . پس از سپری شدن سه ( 3 ) هفته از مصرف مداوم این عصاره ی طبیعی ، احساس جوانی و شادابی در تمام وجود بدنتان قابل لمس است . تمامی گرفتگی های رگ های بدن و سایر عوارض آنها به عنوان مثال دید کم و سنگینی گوش به حالت ع ادی خود باز خواهد گشت . به یاد داشته باشید ؛ بعد از مصرف یک دوره ی سه هفته ای ، شما باید هشت ( 8 ) روز استراحت کرده و سپس دومین دوره ی مصرف سه هفته ای را اجرا کنید . به این ترتیب یک موفقیت موثر ایجاد می شود . این دوره ی درمان ، ارزان ، موثر و بی ضرر را می بایست هر ساله تکرار کرد . 4 - بوی سیر : با خوردن این مایع ، هیچ کس بوی نامطلوب سیر را حس نخواهد کرد ( امتحان کنید ) . 5 - خواص شربت : نیروهای شفا بخش سیر و لیموترش ، کاملا خود را پس از مصرف این مایع ، نشان می دهند . افرادی بوده و رگ های آنها رسوب گرفتگی دارد و یا این که مشکل ( LDL ) که مبتلا به کلسترل بد چربی خون دارند ، می توانند ؛ شبها بدون پریشانی خاطر خواب راحت و آسوده ای داشته باشند . به فعالیت های بدنی ، ورزش پرداخته ، زیرا انسداد رگهای آنها ، ازبین رفته است . همچنین مصرف این عصاره را برای کسانی که سایش دندان ( دندان کروچه ) داشته و یا جرم دندان دارند ، مفید است . در آخر توصیه می کنیم برای اینکه سیر را پوست بکنید ، در کاسه ای آب ریخته و پس از آن پوست سیر را به راحتی از آن جدا کنید . ****** * این مطلب از سایت دانشکده ی پزشکی ، دانشگاه ارلانگن به نشانی : ( http://www.uni-erlangen.org ) برداشت و ترجمه گردیده است . در منطقه ی باواری ا ، ( University of Erlangen ) لازم به توضیح است که ؛ دانشگاه ارلانگن در شمال شرق کشور آلمان واقع است .توجه بیماران قلبی عروقی که تحت موداوای دکتر خود هستند لازم است موارد فوق را با مشورت پزشک خود استفاده کنند .

 

توسط رضا - ۱۰:۳۱ , يكشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹

با سلام خدمت استاد ارجمند دکتر محسن بهشتی پور از مطالب شما بسیار آموختم و تشکر از آقای شهاب رامین از ترجمه آلمانی بچه هایی که فارسی بلد نیستند می توانند از ترجمه مطالب ایشان که در کشور های دیگر بسیار استفاده کنند از زحماتی که برای اطلاع رسانی می کنید از طرف خود و سایربیندگان این وبلاگ تشکرمی کنم پایدار و سر بلند باشید

 

توسط مهدی - ۸:۵۳ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

با عرض سلام خدمت استاد مهربان و دوستان همدل .. ممنونم از مطلب زیبایی که دوباره یادآوری فرمودید .. بخاطر میارم وقتی را که شروع کردم به ذکر گفتن و ادامه دادم و روزی از شما شنیدم که فرمودید .. گاهی که فشارهای متوالی زندگی صبرم را لبریز میکنه فقط به این جمله شما فکر میکنم و آرام میگیرم .. و خداوند را شکر میکنم که لحظه ای ما را به حال خودمان رها نمیکنه و توجهش را دم به دم از ما بر نمیداره .. و خدا را شکر میکنم چون شما و دوستان دلسوزی دارم که مرا راهنمایی و همراهی میکنند ...... یاد شعری از مولانا افتادم که فرمود:(آنکه تاند دوخت او تاند درید .. هر چه او بفروخت نیکوتر خرید .. خانه را ویران کند زیرو زبر .. بعد از ؟آنش میکند معمورتر .. آنکه جان بخشد اگر بکشد رواست .. نایب است و دست او دست خداست .. همچو اسماعیل پیشش سر بنه .. شاد و خندان پیش تیغش جان بده .. تا بنماند جانت خندان تا ابد .. همچو جان پاک احمد با احد) ..... پروردگارا، آگاهی تسلیم بودن در مقابل آنچه که برایمان مقدر دانستی عطا فرما و قدر شناسی و قدرشناسی و قدرشناسی را خصلت ما قرار ده .. سایه پدر و مادر و استادمان را از سرمان کم نگردان.

 

توسط بابک کریمی - ۸:۳۳ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

قدرت جهان هستی همواره بصورت چرخه های تکراری نمود می کند و هر چیزی تلاش دارد که تکرار شود و دایره وار باشد. آسمان مدور است، زمین نیز گرد است و همچنین تمامی ستاره ها؛ باد در قوی ترین شکل خود بصورت گردباد ظاهر می گردد. پرندگان آشیانه های خود را به شکل دایره بنا می کنند. خورشید و ماه نیز هر دو گرد هستند و در یک مسیر طلوع و غروب می کنند. حتی فصول نیز تغییرات خود را بصورت یک چرخه تکرار می کنند و همیشه در مواقع مشخصی تکرار می شوند. زندگی یک فرد نیز چرخه ای است و فصولی خاص خود دارد که در این چرخه پریشانی و خشنودی هر فردی دائمی نخواهد بود. زمستان سرانجام به بهار و تابستان و سپس به پائیز و زمستان ختم خواهد شد. اگرچه گاهی اوقات زمانیکه شاخه ها سرمازده می شوند و زمین از سرما ترک می خورد، این تصور پیش می آید که این حالت هیچگاه به پایان نمی رسد. ولی بهار و تابستان سرانجام خواهد آمد و این حالت نیز همیشه تکرار نخواهد شد. قانون چرخه ها میلیاردها سال است که تکرار می شود و ما در همه زندگی خود چرخه ها و تکرارها را ملاحظه می کنیم. قانون چرخه ها به ما یادآوری می کند چگونه چرخه ها و گردش کارها در طی زمان به اشکال نامحدودی تکرار می شوند. همچنین چرخه های کوچک تری را نیز تجربه می کنیم که اغلب در زندگی روزمره خود به آن بی توجه هستیم. ارزش مشاهده این الگوهای تکراری در زندگی ما این است که اگر ما تمایلات شخصی خود را با نیروهای قوی تر و بزرگتر و چرخه هماهنگ کنیم، می توانیم بر نیرو و قدرت، زمان مناسب افسار بزنیم. اگرچه هر یک از ما تاریخ تولد خاص خود را داراست، ولی در عین حال ما چرخه های منظم و پیش رونده ای را تجربه می کنیم. شناخت این چرخه ها به ما کمک می کند تا بهترین استفاده را از انرژی های تاثیرگذار بر زندگی مان بکنیم. ما می توانیم این آگاهی ها را به شیوه های کاملا عملی برای بهبود زمان بندی برنامه ها و طرح های شخصی بکار بندیم و با همساز نمودن انرژی ها با چرخه های طبیعی، احساس زمان بندی و افزایش احتمال آماده بودن برای مواجهه، بهره برداری از فرصت های پیش آمده را ارتقاء بخشیم. زندگی چرخه ای از فراز و نشیب هاست که فرد با آگاهی از این دوره ها، می تواند بجای اینکه قربانی شرایط باشد، با ایجاد تغییرات لازم در محیط خود، ارباب تقدیر خویش شود. وقایع عوض نمی شوند، بلکه این انسان است که با اتخاذ نگرش مثبت نسبت به زندگی خود تغییر می کند. در مواجهه با این چرخه ها و دوره ها باید دوراندیش بود، چون صرفا وضعیتی انتقالی یا مرحله ای موقتی است و شرایط زندگی یا اطرافیان آن چیزی نیستند که در لحظه می نمایند. هرچند شاید ما در کوران وقایع، سرخوش یا افسرده باشیم، ولی اگر هرگز مورد آزمایش قرار نمی گرفتیم، هرگز امتیازی نیز کسب نمی کردیم. فضیلت ما در تلاشی است که جهت تسلط بر مشکلات بعمل می آوریم. برای ارتقای زندگی خود نباید منتظر ظهور بحران ها باشیم و نباید بگذاریم هراس ها در راه آرزوهایمان مانعی ایجاد کنند. زندگی به الگوهای آب و هوائی می ماند. فصول سال به منزله چرخه های کوتاه مدتند. خود سال بسته به این است که ما هر فصل را چگونه ببینیم و چطور خود را برای آن آماده کنیم. اگر در آستانه ورود به زمستان هستیم، خود را برای سرما و برف آماده می کنیم. اگر در ابتدای تابستان باشیم، خود را برای گرما و رطوبت مهیا می سازیم.

 

توسط .. - ۵:۰۱ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

با سلام. یکی از اهل عرفان گفته به هر بشری زیاد مراجعه کنی آخر از تو منزجر می‌شود. یک بار، دو بار، سه بار، می‌گوید این دفعه آمد جواب نده. بد عادت می‌شود. فقط یک مورد است که هر چه بیشتر مراجعه کنی قدر و منزلتت بالا می‌رود و آن در خانه حضرت حق است.

 

توسط hadid - ۴:۳۷ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط» (سوره حدید-25)

 

توسط خليلي - ۱۲:۵۶ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

باسلام وخسته نباشيد خدمت استاد ومعلم اخلاق آقاي دكتر بهشتي پور.اول وآخر هر كار وهر خواسته اگر خالق يكتا رادرنظر بگيريم هرگز اساس تنهايي نمي كنيم لااقل اين را من به شخصه تجربه كردم كه هروقت در تنگنا قرار گرفته ام با صدق دل خدارا صداكردم خداوند راه درست را به من از هرطريقي كه ممكن بود برايم نشان داده است زيرازماني كه پدرم را ازدست دادم كه بهترين حمامي من در تمام زندگيم بودكه هميشه فكر مي كردم كه اگرروزي پدرم را از دست بدهم ديگر نمي توانم در اين دنيا بدون حمايت او زندگي كنم ولي استاد با سخنان سنجيده شما به خودم آمدم وفهميم كه من بزرگترين حمامي خودم كه همان خداست فراموش كرده بودم وبا زنگ خطر شما به خودم آمدم ولازم به ذكر است كه خالق ما برخلاف مابنده هاي خدا هر كاري را براي هركس بخواهيم انجام بدهيم شرطي انجام مي دهيم خداوند آنقدر مهربان است كه شما هر وقت ودر هر سني روبه خداكنيد شما را ميپذيردودر رحمت خودش را به سوي شما بازمي كندوهركس بازتاب عمل خويش رادرزندگي خودش مي بيند انشاالله اين راهي را كه پيدا كردم خداوند مراياري كند تااين راه را گم نكنم التماس دعا از شما براي خانواده وبخصوص براي مادرم دارم.

 

توسط مهدی شهرکی - ۱۱:۴۷ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

با عرض سلام ادب و احترام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم و تشکر فراوان از محبتهای شما از مطالب شما ممنونم انشاالله به گفتهای شما عمل کنم خدا شما را برای ما نگه داردما را از دعای خیرتان فراموش نکنید التماس دعا.

 

توسط رسولی نژاد دامغان - ۱۰:۲۸ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

درود وسلام بر شما استاد عزیزو دوستان گرامی . خداونداهمه ما را از بیماریها مخصوصا بیماری دل که ریشه همه بیماریهاست برهان تا درک کنیم که اگر موانع وسنگهای بزرگ در مسیر رودخانه نباشد صدای اب زیبا نخواهد بود . التماس دعا

 

توسط عبدالله - ۲:۲۶ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

سلام مطالب جالب واموزنده ایی بود هر وقت بروز شدی بزرگوار خبرم کن خوشحال میشوم ایا تا به حال درباره بهشت چنین چیزهایی شنیدی که چه در انتظار ماست وخداوند چقدر به فکر ماست زودبیا وبخون ونظر بده

 

توسط شهرام قاسمی - ۲:۱۲ , شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹

با عرض سلام خدمت شما ممنون از زحمات و راهنمایی های بسیار ارزشمندتان.التماس دعا

 

توسط علی توکلی - ۷:۱۲ , جمعه ۰۸ مرداد ۱۳۸۹

ممنونم استاد...خدا حفظتان کند

 

توسط Gorge - ۸:۰۹ , پنجشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۸۹

Hello to dear Dr. beheshtipour. Osho says: There is nowhere to go and nothing to attain. You are already there where you need to be. Seeking is the only sin. Searching is the only way of going astray. Best regards

 

توسط Shahab Ramin - ۵:۱۳ , پنجشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۸۹

Seher geehrter Herr Dr. Beheshtipour , mit Ihrer Erlaubnis übersetze ich Ihren heutigen Bericht *** warum werden wir krank ? *** Haben Sie sich bisher diese Frage gestellt , warum wir krank werden ? , ja wir haben im Laufe des Jahres mit verschiedenen Krankheiten zu tun , weil die Gesundheit unseres Körpers ist das Resultat unserer Gedanken , was wir uns vorstellen , die Funktion unseres Körpers zeigt uns mit einer Krankheit als Signal bzw. als Warnsignal dass wir das Leben nicht gerecht anschauen oder dass wir kein dankbare Mensch und kein beliebter Mensch sind , der allgemeinste Grund für eine Krankheit bei unterschiedlichen Methoden heißt , wenn man kein Gleichgewicht hat , deswegen können Sie auch kein Glück fühlen , weil Sie denken genau an die Sachen was Sie nicht haben und fokussieren darauf , deswegen werden Sie im Laufe des Tages auch immer müde sein , das Leid kommt aus der Entbehrung bzw. aus der Mangelhaft , leider diese Situation machen Sie sich selber , Sie haben sich darauf konzentriert und Sie können die Fehler der Vergangenheit nicht vergessen . So Sie sollten eigentlich keine Minderwertigkeitsgefühle haben , sondern , Sie sollten versuchen , die Strahlungen der Freude und der Zufriedenheit aus sich für die anderen Menschen zu senden , die Widersprüche und hin und her Ziehen ist die Peitsche der Ganzheit , und die Lebewesen werden durch die Peitsche ganz und perfekt werden , die Schwerigkeiten und die Probleme des Lebens sind das Vorspiel zum perfekt und Ganz werden , und diese Sachen sind unbedingt zu erfahren , wenn diese gar nicht gäbe , würde der Mensch vernichten , das ist etwas , was Sie immer beibehalten müssen , ungefähr alle medizinische Systeme glauben an außer Menschlicher Körper noch an etwas anderes was man nicht sehen kann wie Aura , Gedankenkraft und Geist usw. auf diesem Basis werden sie die Krankheiten so beschreiben , d.h. Die Mangelhaft des Gleichgewichtes zwischen den Geist , Seele und Körper , darunter ist man also krank , also die Sicherheitsgefühle , die Freude , genug und passend Schlafen und Essen können Zeiger der Gesundheit sein , wenn wir uns konzentrieren aufs Ziel der Schöpfung der Menschen , dann werden wir herausfinden dass der Geist ist für die bestimmte und spezielle Sache auf die Erde gekommen und dieser physische Körper ist nur als ein Instrument um die Ziele zu erreichen , also dann , wenn unser Lebensweg , unsere Gedanken , unsere Gefühle und unser Handeln nicht die Richtung der Ziele des Geistes entspricht , dann gibt ein Kampf zwischen dem Körper und Geist bzw. der Körper kämpft gegen eigene energetische System , dann gibt nur Zerstörungen . in der Wirklichkeit werden die Zellen des Körpers immer neu , d.h. Unsere Körperteile ändern sich dauernd , dieses werden innerhalb Monaten oder Jahren geschieht , deswegen haben wir jede ein paar Jahre einen neuen Körper , das darf man nicht vergessen , jede unfreudige Gedanken , jede negative Gedanken wirkt genau wie ein Gift , langsam langsam wird den ganzen Körper beeinflussen , wenn Sie nie Krank werden möchten , dann müssen Sie erst mal in sich selbst die Krankheiten der Erde suchen , finden und beseitigen bzw. beherrschen , die uns nie verlassen wollen , diese sind wie ( Lügen , Angeben , falscher Stolz , eingebildet sein , Hoffnungslosigkeit , zwei Gesichtig , Angst , Furcht , kleinlich sein , Wut , Neid , Ärger , undankbar sein usw. ) leider manchmal in einige Situationen werden Menschen zu Ihren Vorteile lügen müssen , dieses ist selbst ein Grund zum krank werden , also lügen ist ein Hauptgrund zum krank werden , weil solche Lügner sind immer beunruhigt und haben oft angst davor dass sie verratet werden , das ist selbst der Grund von vielen vielen Krankheiten , alle Menschen erfahren ja die Unruhe , in unangenehme Situationen , aber ein Lügner hat dieses Gefühl auch immer deswegen wird diese Unruhe wie ein Gift langsam langsam in den Körper wirken und auch physisch krank machen , aber es sind keine neue Sachen , man kennt sie seit ein paar hundert Jahren , wir kennen das Problem , aber leider versuchen wir nicht das zu beheben , wir erwarten immer durch die einfachste Lösung das zu heilen und das ist die Zeit , wir wollen es der Zeit überlassen , also nach dem Motto , die löst alles , so eine Gedanken ist fast bei jedem im Köpf , Sie können leben wie Sie möchten , aber eins müssen Sie wissen und daran glauben , der liebe Gott ist immer in jederzeit und überall mit uns , seine Gegebenheiten sind nicht beschränkt und nicht auf den bestimmten Wegen zu suchen ,und das ist für alle , Sie und mich auch , der liebe Gott hat auch keine Unterschiede für die Menschen gesondert , sondern das sind wir die Menschen mit unseren Taten und Handeln , beeinflussen wir wie weit wir es verdienen die Gegebenheiten des Gottes genießen und verdienen zu dürfen. Es ist auch gut zu wissen , der Mensch von der erste Sekunde sogar als er im Gebärmutter Platz nimmt bis zum Geburt und weiter bis der Mensch ganz alt wird , hat immer zu leiden und zu tragen , das ist die Natur des Lebens in dieser Welt und fast alle haben zu leiden und zu tragen , diese sind das Vorspiel zum Ganz und Perfekt werden , ohne diese wird ja Menschheit vernichten ,also dann der Mensch muss die Schwerigkeiten aushalten und die Probleme lösen damit er reif , ganz und perfekt wird , also jeder verdient was er verdient , für die Jenige , die eine spirituelle Position erlangt haben und erleuchtet sind , alles was für uns schwer ist ist für solche spiritulle Meister leicht und angenehm , sie wissen dass diese Probleme nur die stufen sind , die sie nach oben bringt , hier und auch im Jenseits , zu viel Leid am Leben bedeutet nicht unbedingt dass man dem lieben Gott näher kommt , sondern dieses ist eine Antwort für die , die anderen ungerecht behandelt haben , und es ist eine Prüfung für die , die auf den weg der spirituellen Richtungen eingegangen sind , und das ist , und auch ein Level für die Erleuchteten . Ich persönlich denke , wenn man in den lieben Gott verliebt wird dann rettet sich von jeglichen Krankheiten , weil wenn wir in den Gott verliebt sind , dann entfernen wir uns von allen was zwischen uns und lieben Gott einen Abstand macht , aber zum verliebt werden , müssen wir erst die Geliebte kennen lernen , je mehr das innere Wissen desto mehr möchte man daran kommen , dann Gehorchen , aufgeben , und nur das tun was der liebe Gott will , nicht was man selbst will , die Zufriedenheit des Gottes von uns zeigt sich da , genau wie man zufrieden ist , und danach wird der Mensch als Symbol des Gottes so hat man eine göttliche Erscheinung , so fängt man an den Weg der Liebe zu gehen , . der liebe Gott bringt die Situationen der Völker nicht durcheinander , nur wenn die Menschen es selbst wollen , und leider es ist eine Weile her dass die Menschen nicht mehr hinter Spiritualität sind und wollen auch nicht solche Taten von sich heraus geben ,sie haben sich entfernt von solchen positiven Handeln und haben sie sich an die Faulheit gewöhnt , aber liebe Freunde lassen Sie uns von solche Krankheiten entfernen , der Weg ist auch nicht schwer , lassen Sie uns heute mit einem starken Glauben und mit einem starken Willen anfangen bis wir uns zum lieben Gott nähern können , wenn wir ihm nah stehen , dann werden wir die innere Ruhe besitzen , natürlich nicht nur mit Reden sondern mit unseren Taten , wie diese Poesie von Saadi der persicher Dichter vor ca. 700 Jahren , *** für das Reden haben sie eine Sitzung eingerichtet ***sie saßen und sagten und aufstanden *** du Saadi obwohl du der beste Redner bist ***das hat mit tat zu tun nicht mit Reden ***.

 

توسط امیر بروشکی - ۱۱:۰۹ , پنجشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۸۹

بنام خدا باعرض سلام خدمت استاد محترم.خداوند سایه شما را بر سر همه ما حفظ کند.وانشالله بتوانیم با راهنماییهای شما از این همه بیماریهای نفسانی نجات پیدا کنیم. یارب از عرفان مرا پیمانه ای .سرشار ده چشم بینا. وجان اگاه دل بیدارده هر سرموی حواس من به راهی می رود این پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده در دل تنگم ز داغ عشق شمعی برافروز خانه تن را چراغی از دل بیدار ده نشاه ی پا در رکاب می ندارداعتبار مستی دنباله داری همچو چشم یار ده بر نمی اید به حفظ جام.دست رعشه دار قوت بازوی توفیقی مرا در کار ده مدتی گفتار بی کردار کردی مرحمت روزگای هم به من کردار بی گفتار ده چند چون مرکز گره باشد کسی در یک مقام پایی از اهن به این سر گشته چون پرگارده شیوه ی ارباب همت نیست جود نا تمام رخصت دیدار دادی.طا قت دیدار ده التماس دعا

 

توسط قنبرک - ۱۲:۴۲ , پنجشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۸۹

با سلام خدمت شما و همه دوستان  . اگر معنای عشق را درک کرده ام ؛ به برکت وجود شماست .

 

توسط وحید ف ع - ۱۱:۱۷ , چهارشنبه ۰۶ مرداد ۱۳۸۹

باسلام وتشکرازلطف شما

 

توسط mehdi - ۲:۲۳ , چهارشنبه ۰۶ مرداد ۱۳۸۹

حقیقت نه به رنگ است ونه بو نه به های است ونه هو نه به این است ونه اوبه خودآ

 

توسط هیچ - ۱:۴۰ , چهارشنبه ۰۶ مرداد ۱۳۸۹

استاد عزیز و گرامی سلام. از عطف توجه شما بسیار ممنون. مثل اینکه جواب بسیاری از سوالهای این چند وقت راتوی این مطلب فرمودین. ازتون ممنونم انشاءالله که بتونم باعمل و نه با حرف کاری کنم.باز هم ممنون ومتشکر.

ارسال دیدگاه

   
نام  (name) :
ایمیل یا سایت
(email or website):


(حداکثر حرف "maximum characters": 10000)
حرف باقی مانده "remaining":

تصویر امنیتی : Captcha Image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بنده محسن بهشتي‌پور...

مردمان بي‌همـّت و ترسو از خوف ذلــّت و سختي، هميشه در خواري و ذلــّت زندگي مي‌كنند.

 

28°C

هوای تهران

 

 

 
Powered By : PersiaSYS